» جملاتی از کتاب صدسال تنهایی اثر گابریل گارسیا مارکز
هر چیزی حیات خودش را دارد موضوع اصلی بیدار شدن روح آنهاست.
به قدری در فریبکاری صداقت نشان داد که خودش هم کمکم با دروغهایش تسلی پیدا کرد.
فقط برای آنکه چیزی گفته باشد، جرئت به خرج داد زیرلب زمزمه کند: "این گندهترین الماس دنیاست". مرد کولی حرفش را اصلاح کرد: "نه، یخ است".
بر این اساس، تصمیم گرفتند دیگر به سینما نروند چون به نظرشان رسید، خودشان آن قدر غم و غصه دارند که لازم نباشد برای بدبختیهای تصنعی مخلوقاتی خیالی گریه کنند.
در واقع، بخشی از نقشه او بودند: مریدانش را واداشت تا رأی بدهند برای آنکه بهشان ثابت کند انتخابات جز مضحکه و دغلبازی نیست.
زمان نمیگذرد بلکه فقط تکرار میشود.
طی چهار سال او مرتب ابرازِ عشق کرد، و زن همواره راهی پیدا کرد تا دست رد به سینهاش بزند، بیآنکه غرورش را جریحهدار کند، زیرا گرچه موفق نمیشد دوستش بدارد ولی در عین حال دیگر نمیتوانست بدون وجود او زندگی کند.
اگر این حشرات توانستهاند از درندهخویی انسانها در امان بمانند علتش این است که به ظلمات پناه بردهاند و آنجا، به دلیل هراس ذاتی آدم از تاریکی، آسیبناپذیر شدهاند، اما در عوض به درخشش نیمروز حساسیت پیدا کردهاند، به نحوی که در قرون وسطا، همچنان که در زمان حاضر و در قرون آتی، یگانه روش مؤثر برای کشتن سوسکها تابش خیرهکننده خورشید بوده.
تلاشهایش برای نظام بخشیدن به پیشآگاهیهایش و یافتن قاعدهای برای آنها بیفایده بودند. ناغافل سر میرسیدند، در تندبادی از روشنبینی ماوراءالطبیعی، مانند یقین مطلق و آنی، ولی بهچنگنیامدنی. گاهی به قدری طبیعی بودند که تشخیص نمیداد پیشآگاهی هستند مگر وقتی تحقق مییافتند. در مواقعی دیگر صریح و قطعی بودند و رخ نمیدادند. خیلی وقتها جز تصورهای خرافی پیشپاافتاده نبودند.
یک شب از سرهنگ خرینلدو مارکز پرسید: «راستش را بگو، تو واسه چی داری میجنگی؟»
سرهنگ خرینلدو مارکز پاسخ داد: «واسه چی باید بجنگم، رفیق. خب معلوم است به خاطر حزب بزرگ لیبرال».
او در جوابش گفت: «خوشا به سعادتت. من، اگر بخواهم با خودم روراست باشم، باید بگویم از روی غرور میجنگم».
سرهنگ خرینلدو مارکز گفت: «این اصلاً خوب نیست.»
نگرانی دوستش به نظر سرهنگ آئورلیانو بوئندیا بامزه آمد. گفت: «البته که خوب نیست. اما به هر حال بهتر از این است که آدم نداند واسه چی میجنگد». به چشمهایش خیره شد و لبخندزنان اضافه کرد:
«یا، مثل تو، واسه چیزی بجنگد که برای هیچکس هیچ معنایی ندارد».

وبلاگ نِت بوک